ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
28
سفرنامه شاردن ( فارسى )
زميناند و به آسانى فريب مىخورند . از اينرو مسيحيان هزاران نيرنگ و خدعه در كار ايشان مىكنند ، اما اگر به فريبكارى و دغلسازى بدخواه آگاه و مطمئن شوند به سختى و خشونت تمام انتقام مىكشند . عثمانيان تاوان و غرامتى را كه به طرف معاملهء خود ، به سبب ناراستى و تقلبى كه به كار برده بر او تحميل مىكنند ، آوانى ( avany ) مىگويند . در زبان فارسى آوانى نام ديگر پيكهاى دربار است و اشاره به كسانى است كه هر چند بيابند و بخواهند تصاحب مىكنند . زيرا پيكهاى دربار هنگام حركت به سوى مقصد مأذون و مختارند براى تسريع در انجام مأموريّت در طى راه هر اسبى را كه تيزگامتر و پرطاقتتر از مركوب خود بيابند به رضا يا جبر بگيرند ، و صاحب اسب هر كس و در هر مقام باشد حقّ اعتراض ندارد . اين رسم زشت و بد از آن پديد آمده كه در اين سرزمين پهناور و گسترده دامن همانند كشورهاى اروپايى پستهاى معيّن براى تعويض اسب يا مسايل ديگر وجود ندارد . بارى ، در امپراتورى عثمانى آوانى در همه حال با جور و ستم همراه نيست ، و گاه در ديوان باب عالى حوادثى جز اين روى مىدهد . مثلا بنا به معمول وزيران و صاحب منصبان عالى رتبه اغلب به مردم ستمهاى گران گزند مىكنند ؛ امپراتور به شنيدن اين خبر ظاهرا متأثّر مىشود ، اما جز چشم بر هم نهادن چاره ندارد . اگر شكايتها و غوغاها فرو نشيند به تصاريف روزگار آنچه گذشته فراموش مىشود ، اما اگر اتفاقا غوغا دوام يافت ، مقام خلافت بىهيچ درنگ به كشتن گنهكار فرمان مىدهد ، و همهء دارايى مقتول را متصرّف مىشود ؛ بر اثر اين كار هم مردمان آرام مىگيرند ، و هم خزانه معمور و آبادان مىگردد . بازرگانان مارسى بر اين دعوىاند كه اجراى آوانى مبانى بازرگانى فرانسويان را سست و لرزان كرده و كارشان را از رونق انداخته است . زيرا وفور مسكوكات تقلبى و كمعيار ، و اداى غرامات مكرّر ، آنان را به ورطهء ورشكستگى كشانده است . از ميان تمام ماجراهايى كه در اين باره شنيدهام اين سرگذشت جالبتر و شنيدنىتر است : زمانى كه مسيوسيزى « 8 » سفير فرانسه در باب عالى بود بر آن شد كه گمرك قسطنطنيّه و ازمير را به مقاطعه بگيرد . مقام خلافت با درخواست سفير موافقت كرد .
--> ( 8 ) - كنت دوسزى ( compte de sesy ) در فاصله سالهاى 1640 - 1619 ميلادى 1019 - 998 خورشيدى سفير فرانسه در عثمانى بود .